اسلایدر

 
علی بهرامی آستركی ،مورخ،نويسنده و پژوهشگر،دبيرآموزش و پرورش،فوق ليسانس علوم سياسی ساكن مسجدسليمان،ازتيره بهرامسری،طايفه آستركی ،ايل دوركی،شاخه هفت لنگ،بختياری،پارسی،آنزانی،ايرانی،آريايی
من ازطوفان
من از باران
من از عصیان
من از بهتان
من از تاریکی و غم ها
من از دشمن و از تن ها
من از بودن میان درد نمی ترسم
من از نفرین
من از تهمت
من از تهدید
من از دشمن
من از هشدار
من از تخریب
من از دیوار
من از دوری
من از چاقو
من از خنجر
من از نامردی نامرد نمی ترسم
من از نا امیدی ها
من از زشتی ، پلیدی ها
من از لو رفتن رازم
من از موسیقی سازم
من از دردی که او آورد نمی ترسم
من از رفتن میان خاک
من از سر ریز اشک پاک
من از نقد سرود راک
من از پاییز و رسم برگ
و از رفتن به سوی مرگ
من از رگبار و رنگ زرد نمی ترسم
من از بد بین و از بدبخت
من از رفتن به سوی سخت
من از مردن و بستن رخت
من از شیطان سرسخت هم نمی ترسم، نمی ترسم
من از مبدا
من از مقصد
من از انبوه و از یکصد
من از یک تاهزاران مرد نمی ترسم
من از بیماری واز تب
من از خواب بد دیشب
و از بی خوابی امشب
من از بغض پریشب هم نمی ترسم
من از ناداری و داشتن
من از تفکیک و از تن تن
من از تن ها
من از فردا
من از دی ماه و فصل سرد نمی ترسم(شعر از امید بلدی بهداروند)

تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

   

فرهنگی، تاريخی،اجتماعی ،مردم شناسی(نخستین وبگاه تخصصی در باره طایفه آسترکی دورکی)

تصاویر شهر تاریخی بنه وار خلیل خان بهرامسری آسترکی
جمعه یازدهم بهمن 1392 ساعت 18:43 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )

 بهرام بهرامسری آسترکی بختیاری : مدیر گروه فرهنگی آستروکیان بنه وار

 

 93341015609839171153.jpg

عمارت تاریخی بنه وار معروف به کاخ اژدر(هشت در) یا (دیوانخانه )کاخ تاجميرخان و میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی در بنه وار خلیل خان

 

 63483188948601567621.jpg

 کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی فرزند تاجمیرخان بهرامسری آسترکی دورکی در بنه وار۷و۴

  

40395985193219628676.jpg

 
کاخ شاهی یا شاه نشین  خلیل خان بهرامسری فرزند میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی در بنه وار ۷و ۴

 
 بنه وارخليل خان آستركی (آستروكيان)

     شواهد و قرائن نشان مي دهد كه بنه وار از هزاران سال پيش سكونتگاه گرمسيري طايفه آستركي بوده است.بطوريكه نقشة جغرافيايي دورة ساسانيان ( نقشة شماره 1700، دورة نقشه هاي تاريخي سحاب ) نشان مي دهد  نام آن در زمان ساسانيان ( آسترآباد اردشير ) بوده كه دركناره هاي كارون به ثبت رسيده است. هر چند آثار تمدني آن به دورة باستان بر مي گردد اما با به قدرت رسيدن اميرتاجميرخان بهرامسری  آستركي فرزند بابك شاه در سال  924 ه ق و برگزیده شدن ایشان به حکومت بختیاری از سوی شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی  مرکز حکومت بختیاری را از ایذه به بنه وار آسترکی منتقل نمود. ابنيه و ساختمانهاي فراواني در عهد سه تن از خوانين بزرگ بختياري ـ از جمله تاجميرخان بهرامسری آستركي و پسرش مير جهانگيرخان و خصوصاً نوه اش خليل خان آستركي در بنه وار و اطراف آن ساخته شد. از اين جهت به آن بنه وار« خليل خان » نيز مي گويند. از آنجائيكه مركز حكومت بختياري هفت لنگ و چهارلنگ نيز بوده به بنه وار« هفت و چهار» نيز شهرت دارد. علامه دهخدا در لغتنامه مشهور خود از آن به نام بنه وار « هفت لنگ » نام برده است.

از دودمان ميرجهانگيرخان بختياري آستركي، آثار و ابنيه تاريخي معظمي در نقاط مختلف بختياري بجا مانده است كه از آن جمله خرابه هاي سردشت نزديك دزفول و بُنه وار در منطقه گرمسير و همچنين در ديمه و چغا خور در سردسير مي باشد.آثار و جامانده هاي تاريخي از اين دودمان در نقاط گرمسيري بختياري ، گواه بارزي بر شوكت و جلال زياد آنها بوده است.

    آثار و ابنيه بُنه وار از شكوه و عظمت خاصي برخوردار بوده و چنانكه از پس مانده هاي آن، استنتاج مي شود. بسيار بزرگ و وسيع بوده زيرا در اين محل علاوه بر حاكم و رئيس كل، ساير رؤسا و كلانتران و بزرگان ايل در جوار مقر حكمروايي خان، داراي ساختمانها و منازل متعددي بوده اند و هم اكنون نيز پاره اي از آن آثار كه بيشتر به قصر اصلي خان بزرگ ( يكي از خوانين آستركي ) بوده به چشم مي خورد كه قسمتهاي مختلفه آن از قبيل نقارخانه، دفتر خانه ، فراش خانه و حمامهاي بزرگ ( دليل بر وجود تمدن آنهاست ) مشهود است. ضمناً در محل مزبور ميداني بوده كه سواران و رزم آوران بختياري در آنجا به چوگان بازي و سواركاري مي پرداخته اند.

    علاوه بر آثار يك شهر بزرگ ديواني كه توصيف شد، سنگ نوشته بزرگي در روي يك تپه در باختر بنه وار وجود دارد كه به دستور ميرجهانگيرخان بهرامسري آستركي حكاكي شده است. همچنين بر روي رودخانه « تلوك» كه از كنار بنه وار مي گذرد به دستور و همت خليل خان بهرامسري آستركي، سدي احداث شد و كانالي به سوي شهر كشيده شده است كه هم اكنون آثار آن پابرجاست. يكي ديگر از نقاط ديدني بنه وار، چشمه اي است كه به نام چشمه« بي بي ترخون» همسر مرحوم خليل خان معروف است. ايشان يكي از زنان نامدار بختياري در زمان صفويه بوده است.

     منطقه اي كه اكنون به نام شهرستان لالي نامبرداراست، در زمانهاي پيش بنام بنه وار آستركي و يا آسترآباد اردشير معروف بوده است، اما به مرور زمان تحليل رفته و مناطق مجزايي از آن جدا شده است. شهر تاريخي بنه وار آستركي در دامان كوه « گريوه » در30 كيلومتري شرق لالي كنوني و 85 كيلومتري شمال شرقي مسجدسليمان واقع گرديده است و از ابتداي صفويه تا پايان زنديه مركز حكومت بختياري بوده كه حاكمين و فرمانروايان آنها خوانين آستركي بوده اند تا اينكه در زمان آغامحمدخان قاجار با شكست ابدالخان آستركي نوادة خليل خان و شكست طايفه آستركي اين شهر را از دست دادند و هم اكنون گروهي از طايفة بامدي(بابا احمدي) در آنجا ساكن هستند. پس از رانده شدن آستركي ها ازشهربنه وار، سرگذشت بنه وار و حاكمين آن سينه به سينه درخانواده ما روايت شد تا به زمان من رسيدكه دردوران كودكي بارها بزرگي و عظمت« بنه وار» را هم ازپدرم و هم در« سرو = گاه گريو» (يعني مرثيه هاي آهنگين كه زنان بختياري پس از رويداد هاي تلخ  مي خوانند.) مرحوم مادربزرگم دريافتم كه همواره چنين زمزمه مي كرد:

                   اي تلوك،چم تلوك،چم تلوك رو(رود)

                                                                      دال كنده چم تلوك دال همه كو

  گرچه مضمون و مفهوم اين شعرگوياي حقيقت راستيني است و نشان دهنده بعد سياسي و استراتژيك «بنه وار» است كه همه رؤسا و كلانتران ساير طوايف بختياري براي بارعام و تحويل ماليات در« بنه وار» حضور خان بزرگ مي رسيدند تا حاكم خودرا ملاقات كنند. اما شوربختانه درسالهای اخيرعده ای همانند جمهوری های تازه استقلال یافته که در روزگاری نه چندان دور(صد سال پیش) جزو خاک ایران بودند اقدام به تاریخ سازی جعلی نموده اند و تاريخ «بنه وار» و صاحبان آن را مورد تحريف قرارداده اند.

 


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: مسجدسلیمان, لالی, اندیکا, بختیاری
کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی در بنه وار
جمعه یازدهم مرداد 1392 ساعت 12:37 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )

علی بهرامی آسترکی(بهرامسری بختیاری)

کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی دورکی فرزند تاجمیرخان بهرامسری آسترکی در بنه وار هفت لنگ

 

64110980913980736924.jpg

 متن کتیبه:

     قدمتعنا في عمارته عن رفعه العزتك حضرت قدوس العارفين و برهانك المتقين و مقتداء ارباب الصلاه واليقين السلام علی الاولاد سيد المرسلين ،( علی اولاد) ابوالحسن علي ابن ابیطالب و علي اولاد الحسين (بن علی)قدمن الله مرجوع العارفين والاحضرت امارت و ايالت، رفعت دستگاه نظارت الحكومت والعز والاقبال؛ جهانگير سلطان ابن  حضرت مستطاب حاجي الحرمين  امیر تاجمير بختياری  ( بازخوانی متن: بازخوانی این متن نخستین بار توسط نگارنده (علی بهرامی آسترکی) درسال ۱۳۸۳انجام شده است و نخستین مطلبی بوده که در سال ۱۳۸۷در این وبگاه که نخستین وبگاه در باره تاریخ آسترکی ها بوده ، گذاشته شده است.شایسته به بیان است که مجموعه تصاویر بنه وار و تصویر این کتیبه برای نخستین بار در کتاب بنه وار من ایل من اثر نگارنده در سال ۱۳۸۲چاپ گردیده است)

ترجمه: در منزلگه تو(ای خدا) از بلندای عزتت بهره برده ایم. عارفان مقدس و ادله متقینت و در درگاه نماز ویقین حاضربودند به خصوص سلام بر فرزندان سرورپیامبران و سلام بر فرزندان علی ابن ابی طالب و سلام بر اولاد حسین بن علی که خداوند به بازگشتگان عارف منت نهاده است. والا حضرت دارای امارت و ایالت و دارای دستگاه نظارت بلندمرتبه حکومت و شکوه و اقبال؛ (میر)جهانگیر شاه پسر حضرت مستطاب حاجی الحرمین، امیر تاجمیر بختیاری. ( مترجم:  همکارگرامی استاد غلامعباس قاضیانی دبیر عربی دبیرستان های  شهر مسجدسلیمان) 

  از زبان روانشاد پدرم:

یاد کنین ز نیاکانم ، سه خان سالار                    تاجمیرخان، میرجهانگیرخان، خلیل خان دلدار

تاجمیرخان بهرامسری،  ای شیر دورون                 سالاری جورت نبی به روزگارون

سواران میرجهانگیرخان بهرامسریان                     هراس افکنده تا مرز عثمانیان

تاجمیرخان ، میرجهانگیرخان ز بختیاری                  نم نهادن  به هفت و چار ،سی یادگاری

تاجمیرخان ، میرجهانگیرخان، دو خان هفت لنگ       عمارتها سون ساخته بی ، لالی دم تنگ

تاجمیرخان، میرجهانگیرخان  دو دورکی زا               بهونا سون زیده بی لالی دم لا

بنه وار سوز و خرم وا ملک دیرس                         دی نیا چی خلیل خان به سر زمینس

خرسون زین بکنین که بس بنم  رون                      شمشیرم کج بزنم مثل خلیل خون 

خرسون زین بکنین که بس بنم پا                         خم برم شوخی زنم به لشگر شا

طایفه آسترکی به دو تیره بزرگ تقسیم می شود: 

۱- تیره بامسیری ( بهرامسری ) شامل (بهرامسری ، سلار و خراج)

تبارنامه تیره بهرامسری:

آ میربهرام شاه( معروف به بهرام سر یا بهرامسری) ایشان نخستین کنفدراسیون بختیاری را در سال ۸۳۰ه ق بنیاد نهاد- آ میربختیارشاه و میرعزیز فرزندان میربهرام شاه- آ میربابک شاه فرزند میربختیار- میرتاجمیر(شاه)خان فزرند میربابک شاه- میرجهانگیر(شاه)خان فرزند میرتاجمیرخان- میرخلیل خان فرزند میرجهانگیرخان ـ یوسف خان و آقاسی خان و علی مرادخان فرزندان میرخلیل خان ـ علی صالح خان فرزند یوسف خان ، ابدال خان ، ابوالفتح خان و محمدصالح خان فرزندان علی صالح خان، آحسام خان ، محمدحسین خان فرزند یوسف خان

۲- تیره شامسیری (شهرامسری یا وندوندگری)شامل ( کاهد، مهمدوند، دهدار، گاهیوند، اسه وند):

تبارنامه تیره شهرامسری :

آمیرشهرام، آمیرشاه محمود ، آ میرشاه منصور(اول)، امیرشاه حسین خان، ابراهیم خان، شاه منصورخان (دوم)، قاسم خان، احمد خان و ابوالفتح خان فرزندان قاسم خان، رمضان خان فرزند احمد خان ، حسین خان فرزند ابوالفتح خان ، رمضان خان نیای تیره های کاهد و مهمدوند ، علی خان فرزند حسین خان ، علی خان نیای  دهدار، گاهیوند، اسه وند)

 

منبع : بنه وارمن ایل من، پوشینه دوم( نگرشی بر طایفه آسترکی دورکی بختیاری)، علی بهرامی آسترکی بختیاری، ۱۳۹۲


»ادامه مطلب

بختیاری در عهد شاه تهماسب و شاه عباس صفوی
یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ساعت 21:20 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )
صفویه و تاریخ بختیاری (2) حکومت بختیاری در دوران صفویه میان نوادگان امیر بهرام شاه و امیرشهرام شاه آسترکی دست به دست می شد. همانطوریکه در بخش نخست بیان کردم ،پس از کشته شدن تاجمیرخان بهرامسری آسترکی بدست شاه تهماسب فرزند ایشان میرجهانگیرخان به حکومت رسید. میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی در سال 1037ه ق بدرود حیات گفت . شاه عباس بزرگ،حکومت و امارت تمام خاک بختیاری را به خلیل خان پسر میرجهانگیرخان بختیاری داد. خلیل خان بهرامسری آسترکی بختیاری از مردان بزرگ و امرای مشهور دوران صفویه بودکه به لقب خانی و رتبه ایالت و امارت بختیاری نایل گشت.خلیل خان تا سال 1074ه ق فرمانروایی نمود. در زمان وی سرزمین بختیاری از شکوفایی بالایی برخوردارشد.شهرها، آبادی ها و سدها و پل های زیادی به دستور وی ساخته شد و کشاورزی رونق فراوانی گرفت. بناهای زیادی در محوطه شهر بنه وار ساخت از جمله کاخ شاهی خلیل خان را ساخت و نام دیگر بنه وار بنام بنه وار خلیل خان شهرت دارد. همین طور بازسازی و درختکاری حومه چشمه بنه وار که آن را به نام همسرش بی بی ترخون نامگذاری نمود، قلعه صلواتی خلیل خان، شهر سردشت خلیل خان،سد خلیل خان در بنه وار لالی، شهر خلیل آباد در دامنه خاوری اشترانکوه در جنوب الیگودرز ،قله چغاگرگ در نزدیکی خلیل آباد ، قلعه ای در دیمه، قلعه ای در چغاخور، قلعه ای در بیرگان همه منصوب به خلیل خان هستند . خلیل خان در سال 1074 ه ق به روایتی فوت نمود و به روایتی توسط کارگرانی که در کارهای عمرانی مشغول بودند کشته شد. خلیل خان چهار فرزند به نامهای یوسف خان که در زمان حیات پدر کشتی حامل وی در کارون در شهر شوشتر غرق گردید و کشته شد،آقاسی خان، علی مراد خان، یحیی خان داشت. پس از خلیل خان مدتی حکومت بختیاری به ابراهیم خان شهرامسری آسترکی فرزند شاه حسین خان داده شد. و بعد از وی فرزندش شاه منصورخان آسترکی (شهرامسری) در زمان شاه سلیمان صفوی به حکومت بختیاری منصوب شد. پس از شاه منصورخان ، حکومت بختیاری در زمان شاه سلطان حسین به قاسم خان آسترکی فرزند شاه منصورخان داده شد . قاسم خان فرماندهی سپاه بختیاری را در برابر محمود افغان در سال 1134به عهده داشت. بعد از مرگ قاسم خان شهرامسری آسترکی در سال 1135ه ق، حکومت بختیاری به محمدحسین خان بهرامسری بختیاری فرزند یوسف خان و نوه خلیل خان بزرگ از طرف دربار صفوی تفویض شد و تا سال 1145حاکم بود.همزمان احمدخان آسترکی فرزند قاسم خان فرمانده نیروهای بختیاری ساکن پایتخت را بر عهده داشت و با به قدرت رسیدن نادرشاه از ملتزمین رکاب وی بود. نادرشاه در سال1145ه ق احمدخان فرزند قاسم خان آسترکی را به حکومت بختیاری منصوب نمود. احمدخان پس از ورود به محل حکومت خود مشغول تنظیمات گردید. در شهر خلیل آباد که مرکز ییلاقی حکومت بختیاری بود مستقرشدو طبق کتب تاریخی پس از سیاست کردن یکی از اشرار، بدست کسان او مضروب وکشته می شود .پس از کشته شدن احمدخان آسترکی ، کسانی که او را کشته بودند به سوی گرمسیر کوچ کرده و فرار نمودند و در دز ملکان نزدیک بنه وار خلیل خان موضع گرفتند. نادرشاه نیز روانه دربند بنه وار شد و پس از بیست روز جنگ ، سرانجام تسلیم شدند و از قلعه بیرون آمدندو خود را تسلیم کردند . و نادر تعدادی از آهنا را عفو نمود که این امر باعث نگرانی ابوالفتح خان برادر احمدخان و علی صالح خان فرزند یوسف خان گردید.نادرشاه پس از بررسی و تعیین قاتلین واقعی آنها را به سرکردگان مذکور داد تا آن ها را در عوض مقتولان خود به قصاص برسانند.حکم همایونی شدکه 3000هزا خانوار هفت لنگ بختیاری کوچ کرده در نواحی باخزرخراسان سکنا گیرند و حکومت آنجا را به ابوالفتح خان پسر دیگر قاسم خان داد. علی صالح خان ( فرزند یوسف خان و برادر محمدحسین خان) که در آن سفر خدمات شایسته انجام داده بود را به ریاست سرزمین بختیاری برگزیدو سایر خوانین از جمله محمدحسین خان بهرامسری آسترکی،منصورخان آسترکی، جلال خان آسترکی و سایر سرکردگان آن طوایف را مقرر فرمودکه خانه هایشان را به دارالسلطنه اصفهان برده و در آن جا سکنی گزینند و خود بر مناصبی اشتغال ورزیدند. منبع: کتاب " بنه وارمن ایل من " (تاریخ بختیاری پس از ساسانیان )ج1، ( نگرشی بر طایفه آسترکی دورکی بختیاری) ج2،نویسنده، علی بهرامی آسترکی بختیاری، قم 1382،1392

»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: شاه تهماسب, شاه عباس, صفویه, شاه اسماعیل, نادرشاه
صفویه و بختیاری
پنجشنبه هفدهم مهر 1393 ساعت 12:3 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )

تاریخ بختیاری (1)

امیر بهرام شاه آسترکی (مشهور به بهرامسَر) جد امجد تیره بهرامسری آسترکی فرزند امیراردشیر شاه آسترکی نخستین کسی بود که در سال حود 830ه ق به همراه برادرش امیر شهرام شاه (شهرامسر) جد امجد تیره های ( مهمدوند، کاید، دهدار، اسه وند ، گاهیوند)با غلبه بر سلطان ابراهیم بن شاهرخ بن تیمور گورکانی ، نخستین کنفدراسیون لربزرگ(بختیاری) را تشکیل داد. پس از این دو سردار بختیاری فرزندانشان تا پایان قاجاریه امیرالامرای تمام سرزمین بختیاری بوده اند. پس از امیر بهرام شاه پسرش امیر بختیار شاه به حکومت رسید و پس از وی پسرش امیر بابک شاه عهده دار حکومت بختیاری گردید که مصادف بود با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل صفوی در ایران. لذا شاه اسماعیل ، در سال 924ه ق به صورت رسمی حکومت امیرتاجمیرشاه فرزند امیر بابک شاه بهرامسری آسترکی را بر استان لر بزرگ تایید نمود و امیر تاجمیر شاه را به لقب خانی مفتخر نمود . از این تاریخ به بعد واژه خان که کلمه ای مغولی است وارد فرهنگ سیاسی بختیاری گردید و امیرتاجمیرخان نخستین کسی بود که در بختیاری به این لقب نایل شده است.
امیر تاجمیرخان بهرامسری آسترکی بختیاری (دورکی هفت لنگ)فرزند بابک شاه نخستین ایلخان مقتدر بختیاری در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی بود . امیرتاجمیرخان بختیاری از سال 924تا 974 ه ق فرمانروای کل سرزمین (ساتراپ) بختیاری بود.امیر تاجمیرخان بهرامسری چندین بار از پرداخت مالیات سنگینی که دولت صفویه برای بختیاری تعیین کرده بود، سرباز زد. در زمان شاه تهماسب که به درخواست حکومت وقت در پایتخت حضور می یابد دستگیر و زندانی می گردد و حکومت بختیاری به عموزاده وی یعنی امیرشاه حسین خان آسترکی ( از نوادگان امیرشهرام آسترکی)داده می شود اما او نیز از پرداخت مالیات سرپیچی می نماید و معزول می گردد . دوباره امیرتاجمیرخان از زندان آزاد می گردد و دوباره به حکومت بختیاری منصوب می شود سرانجام در سال 974ه ق از پرداخت مالیات که بهای هزار راس مادیان و قاطر بوده سرپیچی می کند و در پایتخت بازداشت و به دستور شاه تهماسب کشته می شود و حکومت لربزرگ به فرزند وی امیرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی که مادرش شاهدخت صفوی بوده داده شد البته به شرط پرداخت همان مالیت سنگین .امیرتاجمیرخان یکی از رجال برجسته و مقتدر ایران در زمان صفویه بوده است به طوری که پس از مرگش نویسندگان دوران شاه عباس بزرگ همواره در کتب خود ، اقتدار و نافرمانی وی را یادآورشده اند.
در زمان امیرتاجمیرخان بهرامسری آسترکی ،مرکز حکومت بختیاری از ایذه(آنزان) به بُنه وار ( لالی - مسجدسلیمان) که سکونت گاه دیرینه ایل آسترکی بود، منتقل گردید. بنه وار از آغاز صفویه تا پایان زندیه مرکز حکومت ، فرهنگ و تمدن بختیاری بوده است. ساخت کاخ اژدر( کاخ دیوانخانه ) یا عمارت تاریخی بنه وار در زمان امیرتاجمیر خان آغاز شد ودر زمان امیرجهانگیرخان فرزند تاجمیرخان تکمیل گردید.و بناهای دیگری نیز ساخته شد.یکی دیگر از آثار بنه وار سنگ نبشته یا کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی است که پس از ستایش خداوند خودرا به عنوان حاکم بختیاری و فرزند تاجمیرخان می شناساند.شایسته به بیان است که تا زمان میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی ، بختیاری به لربزرگ معروف بوده است ودر زمان ایشان لربزرگ به بختیاری نامدار می شود.علت این نامگذاری چنین است که میرجهانگیرخان نام نیای خود بختیار را به عنوان لقب خویش انتخاب می نماید همانطوریکه کورش بزرگ نام نیای خود هخامنش را برگزید و یا اردشیر که نام نیای خود ساسان را برگزید و حکومت آنها به هخامنشی و ساسانی معروف گردید. بنابر این حکومت میرجهانگیرخان نیز به بختیاری مشهور شد و همه طوایف لربزرگ تحت فرمان ایشان به بختیاری موسوم گشتند. همانطوریکه متذکر شدم شرط واگذاری حکومت لربزرگ به میرجهانگیرخان تحویل سالیانه بهای هزار راس مادیان بوده مالیاتی که حکومت صفویه بر بختیاری وضع نمود . لذا میرجهانگیرخان برای جلوگیری از فشار مالیات بر قشرهای کم درآمد بختیاری را به دو بخش هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم نمو.(لنگ واحد مالیاتی
بود) طوایفی که دارایی بیشتری داشتند معادل 7 لنگ یعنی یک مادیان کامل و سه لنگ از مادیانی دیگر و طوایفی که دارایی کمتری داشتند چهار لنگ یعنی بهای یک مادیان پرداخت می کردند و لنگ باقی مانده را طوایف خوشنین غیر بختیاری که در سرزمین بختیاری کونت داشتند پرداخت می کردند. از اینرو به هفت لنگ و چهارلنگ مشهور شدند. این تقسیم بندی در آن روزگار صرفا مالیاتی بود و هیچگونه مناقشه ای در میان بختیاری بوجود نیاورد.

کرده تقسیم ایل خود را هفت لنگ و چهار لنگ
کم نظیرند مردمانش هم به صلح و هم به جنگ

میرجهانگیرخان بختیاری بهرامسری آسترکی سرداری شجاع و رشید و سلحشور بود. در سال 1025ه ق هنگامی که نیروهای سلطان عثمانی آذربایجان بزرگ ایران را تسخیر نمودندبا دویست تن از سواران جنگی و گردان بنام بختیاری برای رویارویی با دشمن به لشکریان ایران پیوست و در جنگی که با سپاه عثمانی درآوردگاهی نمود، درحالیکه افراد دشمن چندین برابر افراد بختیاری بودند، میرجهانگیرخان توانست به سلامت از میان سیل خروشان لشگریان دشمن بیرون آید و دشمن را شکست بدهد.میرجهانگیرخان پس از این رشادت و ستیز زیاددر میان لشگریان ایران و سران و امراء سپاه زبانزد شد.و مورد توجه شاه عباس قرار گرفت و به خلعت نایل آمد و بر دیگران برتری و رجحان یافت.یکی دیگر از کارهای میرجهانگیرخان بختیاری بهرامسری سرکاری سد کوهرنگ و یا سرپرستی و نظارت بر بستن سد کوهرنگ و انتقال آب کارون به زاینده رود بود که به دلیل لیاقت و شایستگی و کفایت و قاطعیتش از سوی شاه عباس بزرگ به این کار در سال 1029ه ق گمارده شد و گردنه کوهرنگ به چهلگرد شکافته شد که اینک به نام کارکنان معروف است اما با مرگ شاه عباس در سال 1308 هق ناتمام ماند.
میرجهانگیر خان بختیاری بهرامسری در سال 1037ه ق بدرود حیات گفت و شاه عباس حکومت بختیاری را به میر خلیل خان بختیاری بهرامسری فرزند ایشان واگذار نمود.
طایفه آسترکی دورکی شامل:
بهرامسری( بهرامسری، سلار، خراج)
شهرامسری( دهدار،کاید، مهمدوند،اسه وند، گاهیوند)
منبع: کتاب " بنه وارمن ایل من " (تاریخ بختیاری پس از ساسانیان)ج1، ( نگرشی بر طایفه آسترکی دورکی بختیاری) ج2،نویسنده، علی بهرامی آسترکی بختیاری، قم 1382،1392


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: صفوی, بختیاری, میرجهانگیرخان, خلیل خان, تاجمیرخان
ابدال خان بختیاری
سه شنبه هجدهم شهریور 1393 ساعت 19:40 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )
تشابهات نامی و اسمی در همه جوامع انسانی چه در میان عوام و چه در میان خواص  وجود داشته و دارد. بحث ما بیشتر روی خواص است. در زمان حکومت زندیه ، چهار شخصیت مطرح در بختیاری  نامشان ابدال خان بوده است که عبارتند از:

۱- ابدال خان بهرامسری آسترکی بختیاری فرزند علی صالح خان فرزند یوسف خان فرزند خلیل خان بهرامسری آسترکی از نوادگان بهرامسر

۲- ابدال خان محمودصالح چهارلنگ

۳- ابدال خان بختیاروند بهداروند

۴-ابدال خان زراسوند فرزند علی صالح خان فرزند عبدخلیل از نوادگان حیدر


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: دورکی, بهداروند, محمودصالح
ایل من
یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 ساعت 19:37 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )
ایل من ...

 ایل من گر چه گرفتار سکوتی تو هنوز           وارث زاگرس واسب و بلوطی تو هنوز

 ایل من گر چه جوان بودی و پیرت کردند       سهم تو شاه شدن بود وزیرت کردند

 ................


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: کربختیاری, لردگان
همایش گوگری
جمعه هفتم شهریور 1393 ساعت 23:35 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )

بهرام بهرامسری بختیاری - گروه فرهنگی آستروکیان بنه وار 

همایش گوگری (آیین برادری) در بختیاری به میزبانی باب بهداروند در نهم خرداد ۱۳۹۳در شهرکرد برگزار گردید وگروه فرهنگی  آستروکیان بنه وار  به دعوت دکتر یحیی حسن پور دبیر همایش گوگری در این  همایش شرکت نمودند. افراد شرکت کننده :نگارنده،آمحمد رضا آسترکی، مهندس آمحمد بهرامی شکیب آسترکی، مهندس آمحسن آسترکی، آ سجاد آسترکی، آ مولا آسترکی ....................

29495863557711398705.jpg


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: آسترکی, بهداروند, بهرامسری, بختیاری, گوگری
وجه تسمیه تیره های طایفه آسترکی
چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ساعت 13:31 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )

بهرام بهرامسری بختیاری - گروه فرهنگی آستروکیان بنه وار ۷و۴

از قدیم گفته اند آب که سربالایی بره، قورباغه ابوعطا می خواند. در دو سال اخیر یک بوزینه الموتوربند ، وبلاگی درست کرده و اقدام به سرقت ادبی و جعل و تحریف تاریخ و واژگان می پردازد. او با گستاخی تمام توهین می کند و تفرقه می اندازد اما متاسفانه تیره من خود را به خواب زده و حتا عده ای خاین نیز با او همکاری می کنند . ای بوزینه حلیمی حیا کن آسترکی را رها کن ، گرپ را پیدا کن. ...................


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: بهرامسری, سلار, خراج, کاید, دهدار
خلیل خان بختیاری
سه شنبه هفتم مرداد 1393 ساعت 15:9 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )
امیر خلیل خان بختیاری بهرامسری آسترکی یکی از امرای معروف دوره صفویه بوده است. خلیل خان بزرگ فرزند امیرجهانگیرخان فرزند امیرتاجمیرخان فرزند امیربابک شاه فرزند امیربختیارشاه فرزند امیر بهرام شاه آسترکی ( معروف به بهرامسری) می باشد که در سال 1037ه ق پس از مرگ پدر از سوی شاه عباس بزرگ صفوی به حکومت کل بختیاری برگزیده و منصوب گردید. خلیل خان بزرگ آسترکی دورکی دارای چهار فرزند بوده است : 1- یوسف خان که در زمان حیات پدر به همراه شاهوردی خان حاکم خرم آباد لرستان در کارون غرق شدند و از ایشان دو فرزند به یادگار ماند یکی : محمدحسین خان که در زمان شاه سلطان حسین صفوی مدتی حاکم بختیاری شدو دیگری علی صالح خان که در زمان نادرشاه چند صباحی حاکم بختیاری بود و در جنگ قندهار فرمانده سپاه بختیاری بودند. 2- علی مراد خان 3- یحیی خان 4- آقاسی خان

»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: بختیاری, بهرامسری, آسترکی, خلیل خان, صفویه
ایل آسترکی و ایل بهداروند( اولی بختیاری و دومی بختیاروند) دو ایل کهن آریایی
جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ساعت 11:47 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )
 بهرام بهرامسری بختیاری - گروه فرهنگی آستروکیان بنه وار ۷و۴ 

 ایل آسترکی و ایل بهداروند ( اولی مشهور به  بختیاری و دومی مشهور به بختیاروند) کهنترین ایلات لر بزرگ

واژه شناسی:  درمنابع تاریخی نام این دوایل به شکلهای گوناگون ثبت شده است.

ایل آسترکی:(آستروکیان،آستروکاتیان، ستروکیت، آستروک،آستیری،آستارکی ،آسترون، اوکسیان، آسکی تن،اِسترکی.ستروکی وغیره

ایل بهداروند: (بودیان.بندانیان.بیداروند.بهداروند) ..................

  


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: بهداروند, آسترکی, بختیاری, بختیاروند