اسلایدر

 
علی بهرامی آستركی ،مورخ،نويسنده و پژوهشگر،دبيرآموزش و پرورش،فوق ليسانس علوم سياسی ساكن مسجدسليمان،ازتيره بهرامسری،طايفه آستركی ،ايل دوركی،شاخه هفت لنگ،بختياری،پارسی،آنزانی،ايرانی،آريايی
من ازطوفان
من از باران
من از عصیان
من از بهتان
من از تاریکی و غم ها
من از دشمن و از تن ها
من از بودن میان درد نمی ترسم
من از نفرین
من از تهمت
من از تهدید
من از دشمن
من از هشدار
من از تخریب
من از دیوار
من از دوری
من از چاقو
من از خنجر
من از نامردی نامرد نمی ترسم
من از نا امیدی ها
من از زشتی ، پلیدی ها
من از لو رفتن رازم
من از موسیقی سازم
من از دردی که او آورد نمی ترسم
من از رفتن میان خاک
من از سر ریز اشک پاک
من از نقد سرود راک
من از پاییز و رسم برگ
و از رفتن به سوی مرگ
من از رگبار و رنگ زرد نمی ترسم
من از بد بین و از بدبخت
من از رفتن به سوی سخت
من از مردن و بستن رخت
من از شیطان سرسخت هم نمی ترسم، نمی ترسم
من از مبدا
من از مقصد
من از انبوه و از یکصد
من از یک تاهزاران مرد نمی ترسم
من از بیماری واز تب
من از خواب بد دیشب
و از بی خوابی امشب
من از بغض پریشب هم نمی ترسم
من از ناداری و داشتن
من از تفکیک و از تن تن
من از تن ها
من از فردا
من از دی ماه و فصل سرد نمی ترسم(شعر از امید بلدی بهداروند)

تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

   

فرهنگی، تاريخی،اجتماعی ،مردم شناسی(نخستین وبگاه تخصصی در باره طایفه آسترکی دورکی)

تصاویر شهر تاریخی بنه وار خلیل خان بهرامسری آسترکی
جمعه یازدهم بهمن 1392 ساعت 18:43 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )

 بهرام بهرامسری آسترکی بختیاری : مدیر گروه فرهنگی آستروکیان بنه وار

 

 93341015609839171153.jpg

عمارت تاریخی بنه وار معروف به کاخ اژدر(هشت در) یا (دیوانخانه )کاخ تاجميرخان و میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی در بنه وار خلیل خان

 

 63483188948601567621.jpg

 کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی فرزند تاجمیرخان بهرامسری آسترکی دورکی در بنه وار۷و۴

  

40395985193219628676.jpg

 
کاخ شاهی یا شاه نشین  خلیل خان بهرامسری فرزند میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی در بنه وار ۷و ۴

 
 بنه وارخليل خان آستركی (آستروكيان)

     شواهد و قرائن نشان مي دهد كه بنه وار از هزاران سال پيش سكونتگاه گرمسيري طايفه آستركي بوده است.بطوريكه نقشة جغرافيايي دورة ساسانيان ( نقشة شماره 1700، دورة نقشه هاي تاريخي سحاب ) نشان مي دهد  نام آن در زمان ساسانيان ( آسترآباد اردشير ) بوده كه دركناره هاي كارون به ثبت رسيده است. هر چند آثار تمدني آن به دورة باستان بر مي گردد اما با به قدرت رسيدن اميرتاجميرخان بهرامسری  آستركي فرزند بابك شاه در سال  924 ه ق و برگزیده شدن ایشان به حکومت بختیاری از سوی شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی  مرکز حکومت بختیاری را از ایذه به بنه وار آسترکی منتقل نمود. ابنيه و ساختمانهاي فراواني در عهد سه تن از خوانين بزرگ بختياري ـ از جمله تاجميرخان بهرامسری آستركي و پسرش مير جهانگيرخان و خصوصاً نوه اش خليل خان آستركي در بنه وار و اطراف آن ساخته شد. از اين جهت به آن بنه وار« خليل خان » نيز مي گويند. از آنجائيكه مركز حكومت بختياري هفت لنگ و چهارلنگ نيز بوده به بنه وار« هفت و چهار» نيز شهرت دارد. علامه دهخدا در لغتنامه مشهور خود از آن به نام بنه وار « هفت لنگ » نام برده است.

از دودمان ميرجهانگيرخان بختياري آستركي، آثار و ابنيه تاريخي معظمي در نقاط مختلف بختياري بجا مانده است كه از آن جمله خرابه هاي سردشت نزديك دزفول و بُنه وار در منطقه گرمسير و همچنين در ديمه و چغا خور در سردسير مي باشد.آثار و جامانده هاي تاريخي از اين دودمان در نقاط گرمسيري بختياري ، گواه بارزي بر شوكت و جلال زياد آنها بوده است.

    آثار و ابنيه بُنه وار از شكوه و عظمت خاصي برخوردار بوده و چنانكه از پس مانده هاي آن، استنتاج مي شود. بسيار بزرگ و وسيع بوده زيرا در اين محل علاوه بر حاكم و رئيس كل، ساير رؤسا و كلانتران و بزرگان ايل در جوار مقر حكمروايي خان، داراي ساختمانها و منازل متعددي بوده اند و هم اكنون نيز پاره اي از آن آثار كه بيشتر به قصر اصلي خان بزرگ ( يكي از خوانين آستركي ) بوده به چشم مي خورد كه قسمتهاي مختلفه آن از قبيل نقارخانه، دفتر خانه ، فراش خانه و حمامهاي بزرگ ( دليل بر وجود تمدن آنهاست ) مشهود است. ضمناً در محل مزبور ميداني بوده كه سواران و رزم آوران بختياري در آنجا به چوگان بازي و سواركاري مي پرداخته اند.

    علاوه بر آثار يك شهر بزرگ ديواني كه توصيف شد، سنگ نوشته بزرگي در روي يك تپه در باختر بنه وار وجود دارد كه به دستور ميرجهانگيرخان بهرامسري آستركي حكاكي شده است. همچنين بر روي رودخانه « تلوك» كه از كنار بنه وار مي گذرد به دستور و همت خليل خان بهرامسري آستركي، سدي احداث شد و كانالي به سوي شهر كشيده شده است كه هم اكنون آثار آن پابرجاست. يكي ديگر از نقاط ديدني بنه وار، چشمه اي است كه به نام چشمه« بي بي ترخون» همسر مرحوم خليل خان معروف است. ايشان يكي از زنان نامدار بختياري در زمان صفويه بوده است.

     منطقه اي كه اكنون به نام شهرستان لالي نامبرداراست، در زمانهاي پيش بنام بنه وار آستركي و يا آسترآباد اردشير معروف بوده است، اما به مرور زمان تحليل رفته و مناطق مجزايي از آن جدا شده است. شهر تاريخي بنه وار آستركي در دامان كوه « گريوه » در30 كيلومتري شرق لالي كنوني و 85 كيلومتري شمال شرقي مسجدسليمان واقع گرديده است و از ابتداي صفويه تا پايان زنديه مركز حكومت بختياري بوده كه حاكمين و فرمانروايان آنها خوانين آستركي بوده اند تا اينكه در زمان آغامحمدخان قاجار با شكست ابدالخان آستركي نوادة خليل خان و شكست طايفه آستركي اين شهر را از دست دادند و هم اكنون گروهي از طايفة بامدي(بابا احمدي) در آنجا ساكن هستند. پس از رانده شدن آستركي ها ازشهربنه وار، سرگذشت بنه وار و حاكمين آن سينه به سينه درخانواده ما روايت شد تا به زمان من رسيدكه دردوران كودكي بارها بزرگي و عظمت« بنه وار» را هم ازپدرم و هم در« سرو = گاه گريو» (يعني مرثيه هاي آهنگين كه زنان بختياري پس از رويداد هاي تلخ  مي خوانند.) مرحوم مادربزرگم دريافتم كه همواره چنين زمزمه مي كرد:

                   اي تلوك،چم تلوك،چم تلوك رو(رود)

                                                                      دال كنده چم تلوك دال همه كو

  گرچه مضمون و مفهوم اين شعرگوياي حقيقت راستيني است و نشان دهنده بعد سياسي و استراتژيك «بنه وار» است كه همه رؤسا و كلانتران ساير طوايف بختياري براي بارعام و تحويل ماليات در« بنه وار» حضور خان بزرگ مي رسيدند تا حاكم خودرا ملاقات كنند. اما شوربختانه درسالهای اخيرعده ای همانند جمهوری های تازه استقلال یافته که در روزگاری نه چندان دور(صد سال پیش) جزو خاک ایران بودند اقدام به تاریخ سازی جعلی نموده اند و تاريخ «بنه وار» و صاحبان آن را مورد تحريف قرارداده اند.

 


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: مسجدسلیمان, لالی, اندیکا, بختیاری
کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی در بنه وار
جمعه یازدهم مرداد 1392 ساعت 12:37 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری) | ( )

علی بهرامی آسترکی(بهرامسری بختیاری)

کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی دورکی فرزند تاجمیرخان بهرامسری آسترکی در بنه وار هفت لنگ

 

64110980913980736924.jpg

 متن کتیبه:

     قدمتعنا في عمارته عن رفعه العزتك حضرت قدوس العارفين و برهانك المتقين و مقتداء ارباب الصلاه واليقين السلام علی الاولاد سيد المرسلين ،( علی اولاد) ابوالحسن علي ابن ابیطالب و علي اولاد الحسين (بن علی)قدمن الله مرجوع العارفين والاحضرت امارت و ايالت، رفعت دستگاه نظارت الحكومت والعز والاقبال؛ جهانگير سلطان ابن  حضرت مستطاب حاجي الحرمين  امیر تاجمير بختياری  ( بازخوانی متن: بازخوانی این متن نخستین بار توسط نگارنده (علی بهرامی آسترکی) درسال ۱۳۸۳انجام شده است و نخستین مطلبی بوده که در سال ۱۳۸۷در این وبگاه که نخستین وبگاه در باره تاریخ آسترکی ها بوده ، گذاشته شده است.شایسته به بیان است که مجموعه تصاویر بنه وار و تصویر این کتیبه برای نخستین بار در کتاب بنه وار من ایل من اثر نگارنده در سال ۱۳۸۲چاپ گردیده است)

ترجمه: در منزلگه تو(ای خدا) از بلندای عزتت بهره برده ایم. عارفان مقدس و ادله متقینت و در درگاه نماز ویقین حاضربودند به خصوص سلام بر فرزندان سرورپیامبران و سلام بر فرزندان علی ابن ابی طالب و سلام بر اولاد حسین بن علی که خداوند به بازگشتگان عارف منت نهاده است. والا حضرت دارای امارت و ایالت و دارای دستگاه نظارت بلندمرتبه حکومت و شکوه و اقبال؛ (میر)جهانگیر شاه پسر حضرت مستطاب حاجی الحرمین، امیر تاجمیر بختیاری. ( مترجم:  همکارگرامی استاد غلامعباس قاضیانی دبیر عربی دبیرستان های  شهر مسجدسلیمان) 

  از زبان روانشاد پدرم:

یاد کنین ز نیاکانم ، سه خان سالار                    تاجمیرخان، میرجهانگیرخان، خلیل خان دلدار

تاجمیرخان بهرامسری،  ای شیر دورون                 سالاری جورت نبی به روزگارون

سواران میرجهانگیرخان بهرامسریان                     هراس افکنده تا مرز عثمانیان

تاجمیرخان ، میرجهانگیرخان ز بختیاری                  نم نهادن  به هفت و چار ،سی یادگاری

تاجمیرخان ، میرجهانگیرخان، دو خان هفت لنگ       عمارتها سون ساخته بی ، لالی دم تنگ

تاجمیرخان، میرجهانگیرخان  دو دورکی زا               بهونا سون زیده بی لالی دم لا

بنه وار سوز و خرم وا ملک دیرس                         دی نیا چی خلیل خان به سر زمینس

خرسون زین بکنین که بس بنم  رون                      شمشیرم کج بزنم مثل خلیل خون 

خرسون زین بکنین که بس بنم پا                         خم برم شوخی زنم به لشگر شا

طایفه آسترکی به دو تیره بزرگ تقسیم می شود: 

۱- تیره بامسیری ( بهرامسری ) شامل (بهرامسری ، سلار و خراج)

تبارنامه تیره بهرامسری:

آ میربهرام شاه( معروف به بهرام سر یا بهرامسری) ایشان نخستین کنفدراسیون بختیاری را در سال ۸۳۰ه ق بنیاد نهاد- آ میربختیارشاه و میرعزیز فرزندان میربهرام شاه- آ میربابک شاه فرزند میربختیار- میرتاجمیر(شاه)خان فزرند میربابک شاه- میرجهانگیر(شاه)خان فرزند میرتاجمیرخان- میرخلیل خان فرزند میرجهانگیرخان ـ یوسف خان و آقاسی خان و علی مرادخان فرزندان میرخلیل خان ـ علی صالح خان فرزند یوسف خان ، ابدال خان ، ابوالفتح خان و محمدصالح خان فرزندان علی صالح خان، آحسام خان ، محمدحسین خان فرزند یوسف خان

۲- تیره شامسیری (شهرامسری یا وندوندگری)شامل ( کاهد، مهمدوند، دهدار، گاهیوند، اسه وند):

تبارنامه تیره شهرامسری :

آمیرشهرام، آمیرشاه محمود ، آ میرشاه منصور(اول)، امیرشاه حسین خان، ابراهیم خان، شاه منصورخان (دوم)، قاسم خان، احمد خان و ابوالفتح خان فرزندان قاسم خان، رمضان خان فرزند احمد خان ، حسین خان فرزند ابوالفتح خان ، رمضان خان نیای تیره های کاهد و مهمدوند ، علی خان فرزند حسین خان ، علی خان نیای  دهدار، گاهیوند، اسه وند)

 

منبع : بنه وارمن ایل من، پوشینه دوم( نگرشی بر طایفه آسترکی دورکی بختیاری)، علی بهرامی آسترکی بختیاری، ۱۳۹۲


»ادامه مطلب

پاسخ به دروغ های احمدرضا عبدالهی
جمعه هفتم آذر 1393 ساعت 17:38 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری)

     آشنایی من با احمدرضا عبدالهی  به اسفندماه سال 1381 می رسد که همانند اجل معلق ،سروکله اش پیداشد. زمانی که شنیده بود که من دارم کتاب می نویسم ومطالب کتاب را بسته بودم دراسفندماه 1381 به خانه من در مسجدسلیمان آمدوگفت شنیده ام داری کتاب می نویسی ومی خواهم چندتا سند برایت بفرستم . چون من نسبت به هر انسانی به خاطر انسان بودنش نظر مثبت دارم ،درخواست اورا پذیرفتم ،غافل از اینکه روزی دشمنم می شود.وپس ازرفتن چند تا سند درباره حضرات عبدالهی و نامه ای تشکر آمیز در بهار 1382وعکس خودش درکنار مشهدی حسینقلی عبدالهی رافرستاد که باچاپ این عکس اعتراضاتی صورت گرفت که چاپ عکس اودرکنار مرحوم حسینقلی توهین به شخصیت مرحوم مشهدی حسینقلی است . پاکت نامه او هنوز موجود است.   

      ومن نیز بنا به عرف نویسندگی که ایشان نمی داند چه هست ازش ،تشکر کردم. بار دوم که به خانه من آمد (البته به همراه چند نفر و عکس های آن نیز موجود است) که پس از چاپ کتاب « بنه وار من  ایل من» بود به من گفت: خواب دیده ام که سفره بسیار بزرگ ورنگینی گسترانده ای وعده ای از آسترکی ها دارند به آن سنگ پرانی می کنند. و صدای ایشان نیز ضبط شده است. متاسفانه باید بگویم که خودش نخستین کسی بود که به این سفره سنگ پرانی  نمود.  ابتدا از روی نوشته ها ومطالب کتاب من کپی کرده ودربرخی جاها به چاپ رسانده  بدون در نظر گرفتن حق نویسنده مطالب، که برخلاف قوانین تالیف ونشر می باشد. و به دنبال آن یک جو ملتهبی را میان طایفه بوجود آورده که هنوز نیز ادامه دارد .کسی که خودش توهین و فحاشی می کند و تمام کامنت های او موجود هستند به من بهتان می زند. 

ايشان چندين با ربه همراه چند نفرازدوستا نش ازما ما زند ورامين به مسجد سليمان آمدند ويكبار ازمن خواستند كه آنها را به بنه وارببرم.من بعنوان راهنما، آن ها را همراهي كردم وحتي يك عكس يادگاري نيزگرفتند وچون بعد ازچاپ كتاب من بود، يك جلد كتاب نيزبه ايشان هديه كردم.اما ايشان نمك خورد ونمكدان را شكست وپس از رفتن ، ازروي خط به خط كتاب بنده مقاله اي با نام بنه وار وبا همان عكس يا دگاري خودرا پژوهشگر ونويسنده وما را جوانان جوياي نام ذكر مي كند ودرنشريه كهرنگ( شماره 4 ،مرداد و شهریور 1384)به چاپ مي رساند.اما متا سفانه ايشان بار ديگر مقاله اي كه80درصد آن عيناً جمله هاي كتاب بنده بود،مي نويسد ودرنشريه كهرنگ (شما ره 9،مرداد و شهریور1385)به چاپ مي رساند.  درواقع ايشان سرقت ادبي انجام داده كه كاري بسيار زشت وناپسند است .بطوركلي هشتاددرصدازسه مقاله اي كه اين آقادركهرنگ به چاپ رسانده  ازروي نوشته هاي  كتاب بنه وار من ايل من بوده است.   متا سفانه ايشان  درمقاله ي ديگري دركهرنگ(شماره اول مهرماه 1383) ودرمقاله اي دركتاب تاريخ ايران و نگرشي بربختياري اثر آقاي عيديوندي خوانين آستركي را جملگي ازتبا رشيخ زاهد گيلاني معرفي نموده،غافل ازاينكه نظريه آقاي بيگدلي وجاهت ندارد وشيخ زاهد را غيرلروكرد معرفي كرده است وهمين طوربنابر تذكره آرامگاه شيخ زاهد گيلاني درلاهيجان اورا ازاهالي خراسان مي دانند،در صورتي كه نويسند گان پيش ازلطفعلي بيك معروف به« آذربيگدلي» همگي هويت خوانين يعني جهانگيرخان وخليل خان را لربختياري آستركي مي دانند وآستركي ها ازنژاد خا لص لُرمي با شند. بعلاوه نامبرده درمقاله ديگري كه آن را دركتاب دوم آقاي موسي حاجتپور(بختياري وتحول زمان-86) به چاپ رسانده ،تمام نوشته هاي  كتاب بنه وار من ايل من راكپي برداري نموده است.

واقعا متاسفم بر فرض محال که گفته های شما در خصوص شجره نامه من درست باشد که چنین نیست . شماها که دم از همبستگی می زنید صدها نفر دیگر که اصلا آسترکی نیستند ادعا نموده اند که خوانین آسترکی از آنها می باشند پس چرا این رفتار ناشایست را در برابر آنها انجام نمی دهید. البته عادت دارید در میان ایل تفرقه و آشوب درست کنید.و بعد می خواهید درستش نمایید خدایاشکر هنوز سالیان زیادی از 1358نگذشته است.یادآوری تاریخ برای جلوگیری از فجایع است.   

 اولا چرا تو وسایرین که تازه از خواب بیدارشده اند قبل از کتاب ومقالات من ، چیزی نمی نوشتید. او مطالب مرا سرقت کرده که به آن سرقت ادبی می گویند. ایشان ادعا کرده اند که مطلبی را در سال 1379در مجله کوهرنگ چاپ نموده اند ، تمام شماره های کوهرنگ موجودهستند. البته ایشان از سال 1381 تا سال 1385بدون استثنا حداقل سالی یکبار با عده ای به خانه من می آمد و من هم یکبار به خانه او رفتم .و پس از اینکه راه افتاد بنای تخریب و دشمنی را اغاز نمود. نخستین مقاله او در سال 1384 (دوسال پس از چاپ کتاب من)  درمجله کوهرنگ با همان عکسی که من اورا تا بنه وار همراهی نموده ام و تمام مکان های بنه وار را به او نشان داده ام می باشد و 80درصد مطالب از روی نوشته های من در کتاب بنه وار بوده است و ادعاهای ایشان دروغ محض است .من با تمام بزرگان آسترکی از تیره های مختلف ملاقات نمودم و هیچ کس از تاریخ گذشته اطلاعاتی نداشت .قاعدتا زمانی که یک کتاب در تیراژ 2000جلد برای نخستین بار منتشر می شود عده ی زیادی از محتوای آن آگاه می شوند و این طبیعی است. حالا همه بگویند ما می دانستیم.اصلا پذیرفتنی نیست.  

نخستین مطلب من در سال 1372و بعد در سال 1379چاپ شدند و تمام مکاتبات من با افراد و گروههای مختلف موجود می باشند.  

 زمانی که گالیله ثابت نمود زمین به دور خورشید می چرخد ، داد همه بلند شد و حتا او را در دادگاه محاکمه نمودند . اما در دوران رنسانس دانشمندان دیگر متوجه شدند که گالیله درست می گفته است. روزی همه آسترکی های اصیل پی خواهند برد که من درست می گفتم . 

تو و امثال تو هیچ تحقیقی قبل از کتاب من انجام نداده اید و تحقیقات تو بسیار آبکی و شاخ به شاخ پریدن هستند. تمام نوشته های تو موجودهستند البته به جز آن بخشهایی که از روی مطالب من کپی کرده ای . یک بار ادعا نموده ای که همه خوانین از فرزندان شیخ زاهد گیلانی هستند وقتی که من مشخص کردم شیخ زاهد اصلا لر نیست .  تیره خان را به تقسیمات آسترکی اضافه نمودی . زمانی که من پاسخ این را هم نوشتم . ادعا کردی که فلان تیره چون به شیخ زاهد ارادت داشته اند گیلانی شده اند. این را بدان که هیچ کس به اندازه خاندان صفویه به شیخ زاهد ارادت نداشته اند اگر ارادتی بود بایستی آنها هم نام خانوادگی شان را تغییر می دادند.  

ادعای دیگر ایشان پشت سر مرده صحبت کردن است . چیزی که در خصوص مرحوم امیر عبدالهی گفته ، دروغ محض است شاهد زنده بیار . من هم با خیلی ها ملاقات نمودم و چیزهایی می گفتند و پس از چاپ کتاب من ، منکرشدند. و این گفته تو اصلا صحت ندارد و همچنین چیزی اتفاق نیفتاده است . 

درخصوص جمله دیگرش که من گفته ام نسب تیره کوشه را به گروهی از خوانین بنویسم نیز کذب است اصلا همچنین گفتگویی صورت نگرفته است .و من در کتاب بنه وارمن ایل من شجره نامه خود را از بهرام آسترکی  تا ابدال خان نوشتم و در سال 1384 در کتاب شاهکار ایل بختیاری مابقی آن را نگاشتم و الان نیز بر صحت آن پافشاری می نمایم. مشکل شما این است که فقط خودتان را می بینید.

 بسیاری از مطالب من روایت های خانوادگی بر اساس منابع تاریخی  بوده است و نمونه بارز آن همان بیت شعر :( تلوک چم تلوک چم تلوک رو دال کنده چم تلوک دال همه کو )  این شعر نه تنها در آسترکی بلکه در هیچ طایفه بختیاری شنیده نشده است.

معما چون حل شد    آسان شود. 

 این مطالب در  28/خرداد/1388 در مقاله ای با نام بنه وار مظلوم در این وبلاگ ، قبل از چاپ ادعاهای دروغین ایشان منتشر شده اند .(برای اطلاع خوانندگان)

 

 


»ادامه مطلب

همتبار گرامی آقای کریمی
پنجشنبه ششم آذر 1393 ساعت 12:15 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری)
باسپاس فراوان از شما به خاطر پیام سرشار از مهر و محبت شما . لطف نمایید شماره تماس خود را ارسال نمایید تا برای تبادل نظر بیشتر با شما تماس بگیرم . منتظرم. به امید دیدار


»ادامه مطلب

در وصف بُنه وار
دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 ساعت 16:32 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری)

بنه وار ز گذشته یادگاره

بنه وار ز میر بهرامسَر ماندگاره

بنه وار تاریخ ایل را در سینه داره

کتیبه میرجهانگیرخان و،چشمه ی ننه بی بی ترخون داره

بنه وار کانون هفت و چهار بختیاری

بنه وارکاخ اژدر، کاخ شاهی خلیل خان داره    

بنه وار یادگار ابرمردان نیاکان

 تاجمیرخان ، میرجهانگیرخان و خلیل خان

که بودند نامداران ایل آستروکیان ز دورکیان

کجا رفتند بزرگان آستركي وند

ز بهرامسری و ز سلار و گاهیوند

سواران و  شجاعان  دلاور

ز مهمدوند  و کاید ، و اسه وند

عقابانی شجاع وخوش مرامند

ز چاربری  و ز خراج و ز دهدار  

سواران شجاع ، ایل تفنگدار

سواران  میرجهانگیرخان بهرامسریان

هراس افکنده تا  مرز عثمانیان 

بنه وار کانون فرهنگ و تمدن 

بنه وار سبز و خرم در موسم گل  

که «بهرامسَری» نام آن را کرده سمبل


»ادامه مطلب

بختیاری در عهد شاه تهماسب و شاه عباس صفوی
یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 ساعت 21:20 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری)
صفویه و تاریخ بختیاری (2) حکومت بختیاری در دوران صفویه میان نوادگان امیر بهرام شاه و امیرشهرام شاه آسترکی دست به دست می شد. همانطوریکه در بخش نخست بیان کردم ،پس از کشته شدن تاجمیرخان بهرامسری آسترکی بدست شاه تهماسب فرزند ایشان میرجهانگیرخان به حکومت رسید. میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی در سال 1037ه ق بدرود حیات گفت . شاه عباس بزرگ،حکومت و امارت تمام خاک بختیاری را به خلیل خان پسر میرجهانگیرخان بختیاری داد. خلیل خان بهرامسری آسترکی بختیاری از مردان بزرگ و امرای مشهور دوران صفویه بودکه به لقب خانی و رتبه ایالت و امارت بختیاری نایل گشت.خلیل خان تا سال 1074ه ق فرمانروایی نمود. در زمان وی سرزمین بختیاری از شکوفایی بالایی برخوردارشد.شهرها، آبادی ها و سدها و پل های زیادی به دستور وی ساخته شد و کشاورزی رونق فراوانی گرفت. بناهای زیادی در محوطه شهر بنه وار ساخت از جمله کاخ شاهی خلیل خان را ساخت و نام دیگر بنه وار بنام بنه وار خلیل خان شهرت دارد. همین طور بازسازی و درختکاری حومه چشمه بنه وار که آن را به نام همسرش بی بی ترخون نامگذاری نمود، قلعه صلواتی خلیل خان، شهر سردشت خلیل خان،سد خلیل خان در بنه وار لالی، شهر خلیل آباد در دامنه خاوری اشترانکوه در جنوب الیگودرز ،قله چغاگرگ در نزدیکی خلیل آباد ، قلعه ای در دیمه، قلعه ای در چغاخور، قلعه ای در بیرگان همه منصوب به خلیل خان هستند . خلیل خان در سال 1074 ه ق به روایتی فوت نمود و به روایتی توسط کارگرانی که در کارهای عمرانی مشغول بودند کشته شد. خلیل خان چهار فرزند به نامهای یوسف خان که در زمان حیات پدر کشتی حامل وی در کارون در شهر شوشتر غرق گردید و کشته شد،آقاسی خان، علی مراد خان، یحیی خان داشت. پس از خلیل خان مدتی حکومت بختیاری به ابراهیم خان شهرامسری آسترکی فرزند شاه حسین خان داده شد. و بعد از وی فرزندش شاه منصورخان آسترکی (شهرامسری) در زمان شاه سلیمان صفوی به حکومت بختیاری منصوب شد. پس از شاه منصورخان ، حکومت بختیاری در زمان شاه سلطان حسین به قاسم خان آسترکی فرزند شاه منصورخان داده شد . قاسم خان فرماندهی سپاه بختیاری را در برابر محمود افغان در سال 1134به عهده داشت. بعد از مرگ قاسم خان شهرامسری آسترکی در سال 1135ه ق، حکومت بختیاری به محمدحسین خان بهرامسری بختیاری فرزند یوسف خان و نوه خلیل خان بزرگ از طرف دربار صفوی تفویض شد و تا سال 1145حاکم بود.همزمان احمدخان آسترکی فرزند قاسم خان فرمانده نیروهای بختیاری ساکن پایتخت را بر عهده داشت و با به قدرت رسیدن نادرشاه از ملتزمین رکاب وی بود. نادرشاه در سال1145ه ق احمدخان فرزند قاسم خان آسترکی را به حکومت بختیاری منصوب نمود. احمدخان پس از ورود به محل حکومت خود مشغول تنظیمات گردید. در شهر خلیل آباد که مرکز ییلاقی حکومت بختیاری بود مستقرشدو طبق کتب تاریخی پس از سیاست کردن یکی از اشرار، بدست کسان او مضروب وکشته می شود .پس از کشته شدن احمدخان آسترکی ، کسانی که او را کشته بودند به سوی گرمسیر کوچ کرده و فرار نمودند و در دز ملکان نزدیک بنه وار خلیل خان موضع گرفتند. نادرشاه نیز روانه دربند بنه وار شد و پس از بیست روز جنگ ، سرانجام تسلیم شدند و از قلعه بیرون آمدندو خود را تسلیم کردند . و نادر تعدادی از آهنا را عفو نمود که این امر باعث نگرانی ابوالفتح خان برادر احمدخان و علی صالح خان فرزند یوسف خان گردید.نادرشاه پس از بررسی و تعیین قاتلین واقعی آنها را به سرکردگان مذکور داد تا آن ها را در عوض مقتولان خود به قصاص برسانند.حکم همایونی شدکه 3000هزا خانوار هفت لنگ بختیاری کوچ کرده در نواحی باخزرخراسان سکنا گیرند و حکومت آنجا را به ابوالفتح خان پسر دیگر قاسم خان داد. علی صالح خان ( فرزند یوسف خان و برادر محمدحسین خان) که در آن سفر خدمات شایسته انجام داده بود را به ریاست سرزمین بختیاری برگزیدو سایر خوانین از جمله محمدحسین خان بهرامسری آسترکی،منصورخان آسترکی، جلال خان آسترکی و سایر سرکردگان آن طوایف را مقرر فرمودکه خانه هایشان را به دارالسلطنه اصفهان برده و در آن جا سکنی گزینند و خود بر مناصبی اشتغال ورزیدند. منبع: کتاب " بنه وارمن ایل من " (تاریخ بختیاری پس از ساسانیان )ج1، ( نگرشی بر طایفه آسترکی دورکی بختیاری) ج2،نویسنده، علی بهرامی آسترکی بختیاری، قم 1382،1392

»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: شاه تهماسب, شاه عباس, صفویه, شاه اسماعیل, نادرشاه
صفویه و بختیاری
پنجشنبه هفدهم مهر 1393 ساعت 12:3 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری)

تاریخ بختیاری (1)

امیر بهرام شاه آسترکی (مشهور به بهرامسَر) جد امجد تیره بهرامسری آسترکی فرزند امیراردشیر شاه آسترکی نخستین کسی بود که در سال حود 830ه ق به همراه برادرش امیر شهرام شاه (شهرامسر) جد امجد تیره های ( مهمدوند، کاید، دهدار، اسه وند ، گاهیوند)با غلبه بر سلطان ابراهیم بن شاهرخ بن تیمور گورکانی ، نخستین کنفدراسیون لربزرگ(بختیاری) را تشکیل داد. پس از این دو سردار بختیاری فرزندانشان تا پایان قاجاریه امیرالامرای تمام سرزمین بختیاری بوده اند. پس از امیر بهرام شاه پسرش امیر بختیار شاه به حکومت رسید و پس از وی پسرش امیر بابک شاه عهده دار حکومت بختیاری گردید که مصادف بود با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل صفوی در ایران. لذا شاه اسماعیل ، در سال 924ه ق به صورت رسمی حکومت امیرتاجمیرشاه فرزند امیر بابک شاه بهرامسری آسترکی را بر استان لر بزرگ تایید نمود و امیر تاجمیر شاه را به لقب خانی مفتخر نمود . از این تاریخ به بعد واژه خان که کلمه ای مغولی است وارد فرهنگ سیاسی بختیاری گردید و امیرتاجمیرخان نخستین کسی بود که در بختیاری به این لقب نایل شده است.
امیر تاجمیرخان بهرامسری آسترکی بختیاری (دورکی هفت لنگ)فرزند بابک شاه نخستین ایلخان مقتدر بختیاری در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب صفوی بود . امیرتاجمیرخان بختیاری از سال 924تا 974 ه ق فرمانروای کل سرزمین (ساتراپ) بختیاری بود.امیر تاجمیرخان بهرامسری چندین بار از پرداخت مالیات سنگینی که دولت صفویه برای بختیاری تعیین کرده بود، سرباز زد. در زمان شاه تهماسب که به درخواست حکومت وقت در پایتخت حضور می یابد دستگیر و زندانی می گردد و حکومت بختیاری به عموزاده وی یعنی امیرشاه حسین خان آسترکی ( از نوادگان امیرشهرام آسترکی)داده می شود اما او نیز از پرداخت مالیات سرپیچی می نماید و معزول می گردد . دوباره امیرتاجمیرخان از زندان آزاد می گردد و دوباره به حکومت بختیاری منصوب می شود سرانجام در سال 974ه ق از پرداخت مالیات که بهای هزار راس مادیان و قاطر بوده سرپیچی می کند و در پایتخت بازداشت و به دستور شاه تهماسب کشته می شود و حکومت لربزرگ به فرزند وی امیرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی که مادرش شاهدخت صفوی بوده داده شد البته به شرط پرداخت همان مالیت سنگین .امیرتاجمیرخان یکی از رجال برجسته و مقتدر ایران در زمان صفویه بوده است به طوری که پس از مرگش نویسندگان دوران شاه عباس بزرگ همواره در کتب خود ، اقتدار و نافرمانی وی را یادآورشده اند.
در زمان امیرتاجمیرخان بهرامسری آسترکی ،مرکز حکومت بختیاری از ایذه(آنزان) به بُنه وار ( لالی - مسجدسلیمان) که سکونت گاه دیرینه ایل آسترکی بود، منتقل گردید. بنه وار از آغاز صفویه تا پایان زندیه مرکز حکومت ، فرهنگ و تمدن بختیاری بوده است. ساخت کاخ اژدر( کاخ دیوانخانه ) یا عمارت تاریخی بنه وار در زمان امیرتاجمیر خان آغاز شد ودر زمان امیرجهانگیرخان فرزند تاجمیرخان تکمیل گردید.و بناهای دیگری نیز ساخته شد.یکی دیگر از آثار بنه وار سنگ نبشته یا کتیبه میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی است که پس از ستایش خداوند خودرا به عنوان حاکم بختیاری و فرزند تاجمیرخان می شناساند.شایسته به بیان است که تا زمان میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی ، بختیاری به لربزرگ معروف بوده است ودر زمان ایشان لربزرگ به بختیاری نامدار می شود.علت این نامگذاری چنین است که میرجهانگیرخان نام نیای خود بختیار را به عنوان لقب خویش انتخاب می نماید همانطوریکه کورش بزرگ نام نیای خود هخامنش را برگزید و یا اردشیر که نام نیای خود ساسان را برگزید و حکومت آنها به هخامنشی و ساسانی معروف گردید. بنابر این حکومت میرجهانگیرخان نیز به بختیاری مشهور شد و همه طوایف لربزرگ تحت فرمان ایشان به بختیاری موسوم گشتند. همانطوریکه متذکر شدم شرط واگذاری حکومت لربزرگ به میرجهانگیرخان تحویل سالیانه بهای هزار راس مادیان بوده مالیاتی که حکومت صفویه بر بختیاری وضع نمود . لذا میرجهانگیرخان برای جلوگیری از فشار مالیات بر قشرهای کم درآمد بختیاری را به دو بخش هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم نمو.(لنگ واحد مالیاتی
بود) طوایفی که دارایی بیشتری داشتند معادل 7 لنگ یعنی یک مادیان کامل و سه لنگ از مادیانی دیگر و طوایفی که دارایی کمتری داشتند چهار لنگ یعنی بهای یک مادیان پرداخت می کردند و لنگ باقی مانده را طوایف خوشنین غیر بختیاری که در سرزمین بختیاری کونت داشتند پرداخت می کردند. از اینرو به هفت لنگ و چهارلنگ مشهور شدند. این تقسیم بندی در آن روزگار صرفا مالیاتی بود و هیچگونه مناقشه ای در میان بختیاری بوجود نیاورد.

کرده تقسیم ایل خود را هفت لنگ و چهار لنگ
کم نظیرند مردمانش هم به صلح و هم به جنگ

میرجهانگیرخان بختیاری بهرامسری آسترکی سرداری شجاع و رشید و سلحشور بود. در سال 1025ه ق هنگامی که نیروهای سلطان عثمانی آذربایجان بزرگ ایران را تسخیر نمودندبا دویست تن از سواران جنگی و گردان بنام بختیاری برای رویارویی با دشمن به لشکریان ایران پیوست و در جنگی که با سپاه عثمانی درآوردگاهی نمود، درحالیکه افراد دشمن چندین برابر افراد بختیاری بودند، میرجهانگیرخان توانست به سلامت از میان سیل خروشان لشگریان دشمن بیرون آید و دشمن را شکست بدهد.میرجهانگیرخان پس از این رشادت و ستیز زیاددر میان لشگریان ایران و سران و امراء سپاه زبانزد شد.و مورد توجه شاه عباس قرار گرفت و به خلعت نایل آمد و بر دیگران برتری و رجحان یافت.یکی دیگر از کارهای میرجهانگیرخان بختیاری بهرامسری سرکاری سد کوهرنگ و یا سرپرستی و نظارت بر بستن سد کوهرنگ و انتقال آب کارون به زاینده رود بود که به دلیل لیاقت و شایستگی و کفایت و قاطعیتش از سوی شاه عباس بزرگ به این کار در سال 1029ه ق گمارده شد و گردنه کوهرنگ به چهلگرد شکافته شد که اینک به نام کارکنان معروف است اما با مرگ شاه عباس در سال 1308 هق ناتمام ماند.
میرجهانگیر خان بختیاری بهرامسری در سال 1037ه ق بدرود حیات گفت و شاه عباس حکومت بختیاری را به میر خلیل خان بختیاری بهرامسری فرزند ایشان واگذار نمود.
طایفه آسترکی دورکی شامل:
بهرامسری( بهرامسری، سلار، خراج)
شهرامسری( دهدار،کاید، مهمدوند،اسه وند، گاهیوند)
منبع: کتاب " بنه وارمن ایل من " (تاریخ بختیاری پس از ساسانیان)ج1، ( نگرشی بر طایفه آسترکی دورکی بختیاری) ج2،نویسنده، علی بهرامی آسترکی بختیاری، قم 1382،1392


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: صفوی, بختیاری, میرجهانگیرخان, خلیل خان, تاجمیرخان
ابدال خان بختیاری
سه شنبه هجدهم شهریور 1393 ساعت 19:40 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری)
تشابهات نامی و اسمی در همه جوامع انسانی چه در میان عوام و چه در میان خواص  وجود داشته و دارد. بحث ما بیشتر روی خواص است. در زمان حکومت زندیه ، چهار شخصیت مطرح در بختیاری  نامشان ابدال خان بوده است که عبارتند از:

۱- ابدال خان بهرامسری آسترکی بختیاری فرزند علی صالح خان فرزند یوسف خان فرزند خلیل خان بهرامسری آسترکی از نوادگان بهرامسر

۲- ابدال خان محمودصالح چهارلنگ

۳- ابدال خان بختیاروند بهداروند

۴-ابدال خان زراسوند فرزند علی صالح خان فرزند عبدخلیل از نوادگان حیدر


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: دورکی, بهداروند, محمودصالح
ایل من
یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 ساعت 19:37 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری)
ایل من ...

 ایل من گر چه گرفتار سکوتی تو هنوز           وارث زاگرس واسب و بلوطی تو هنوز

 ایل من گر چه جوان بودی و پیرت کردند       سهم تو شاه شدن بود وزیرت کردند

 ................


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: کربختیاری, لردگان
همایش گوگری
جمعه هفتم شهریور 1393 ساعت 23:35 | | نوشته ‌شده به دست علي بهرامی آستركی (بهرامسری بختیاری)

بهرام بهرامسری بختیاری - گروه فرهنگی آستروکیان بنه وار 

همایش گوگری (آیین برادری) در بختیاری به میزبانی باب بهداروند در نهم خرداد ۱۳۹۳در شهرکرد برگزار گردید وگروه فرهنگی  آستروکیان بنه وار  به دعوت دکتر یحیی حسن پور دبیر همایش گوگری در این  همایش شرکت نمودند. افراد شرکت کننده :نگارنده،آمحمد رضا آسترکی، مهندس آمحمد بهرامی شکیب آسترکی، مهندس آمحسن آسترکی، آ سجاد آسترکی، آ مولا آسترکی ....................

29495863557711398705.jpg


»ادامه مطلب


:: برچسب‌ها: آسترکی, بهداروند, بهرامسری, بختیاری, گوگری